آشنایی ابتدایی با تناسب،تعادل و کادر، در هنر های تجسمی
تناسب
عناصر بصری ظرفیت آن را دارند که یکدیگر را کامل تعریف نمایند به دیگر سخن هیچ شکل بزرگی نمی تواند وجود داشته باشد مگر اینکه شکل کوچکتری در کنارش قرار گرفته باشد ولی به محض اینکه
همین تعریف مشخص شد، تمام نسبت با افزودن یک شکل دیگر تغییر می یابد، مقیاس را نه فقط از طریق اندازه نسبی، بلکه از طریق ارتباط با زمینه یا محیط نیز می توان شناخت. موضوع تناسب در هنرهای تجسمی نسبی است و هرگز نمی توان ادعای مطلق بودن را نمود.
در شکل زیر مریع در تناسب با زمینه اش بزرگتر به نظر می آید. در صورتی که در شکل بعدی همان مربع به لحاظ اندازه نسبی اش با زمینه کوچک به نظر میآید.
کادر
خطی است که فضای داخلی را از فضای خارجی جدا می سازد.
تمامی عناصر ذکر شده اجزای ساده و تجزیه نشدنی رسانه های بصری هستند. این ها مواد خامی هستند که ارتباط بصری با استفاده از آن ها شکل می گیرد. تک تک این عناصر در حین سادگی و صراحت، قابلیت فوق العاده ای در انتقال اخبار به صورت بصری دارند. نحوه ی قرار گرفتن هر کدام از این عناصر در کادر است که توانایی هنرمند را بیان می کند.
تعادل
مهم ترن عامل فیزیکی و فیزیولوژی موثر بر حواس بشر، نیاز او به حفظ تعادل است. به دلیل اینکه انسان می خواهد همیشه پاهایش بر روی زمین استوار باشد و در هر شرایطی وضعیت قائم بدن خود را حفظ کند و در ناخود آگاه بصری خود بیش از هرچیز به وجود تعادل و توازن توجه می کند.
با تمام مراحل علمی این مسئله، هیچ شیوه محاسباتی دقیق تر و سریع تر از احساس غریزه ای خاص که در حواس بشر وجود دارد، نیست.
تعادل، نقطه ی مقابل عدم تعادل یا سقوط است. میل ما به دیدن تعادل هنگام دیدن یا بیان یک پیام بصری به این صورت نمایان می شود که ما آگاه یا ناخودآگاه برای چیزی که می بینیم و یا طرح آن را می کشیم اول یک محور عمودی و یک پایه افقی در نظر می گیریم، این دو با هم مهمترین عوامل ساختمانی هستند که به وسیله آن ها میزان تعادل سنجیده می شود. این محور بصری را می توان محور محسوس نام گذارد زیرا با آن که دیده نمی شود ولی در عمل دیدن همیشه به صورت غالب وجود دارد و در واقع یک عامل ثابت ناخودآگاه است.
عناصر بصری ظرفیت آن را دارند که یکدیگر را کامل تعریف نمایند به دیگر سخن هیچ شکل بزرگی نمی تواند وجود داشته باشد مگر اینکه شکل کوچکتری در کنارش قرار گرفته باشد ولی به محض اینکه
همین تعریف مشخص شد، تمام نسبت با افزودن یک شکل دیگر تغییر می یابد، مقیاس را نه فقط از طریق اندازه نسبی، بلکه از طریق ارتباط با زمینه یا محیط نیز می توان شناخت. موضوع تناسب در هنرهای تجسمی نسبی است و هرگز نمی توان ادعای مطلق بودن را نمود.
در شکل زیر مریع در تناسب با زمینه اش بزرگتر به نظر می آید. در صورتی که در شکل بعدی همان مربع به لحاظ اندازه نسبی اش با زمینه کوچک به نظر میآید.

کادر
خطی است که فضای داخلی را از فضای خارجی جدا می سازد.
تمامی عناصر ذکر شده اجزای ساده و تجزیه نشدنی رسانه های بصری هستند. این ها مواد خامی هستند که ارتباط بصری با استفاده از آن ها شکل می گیرد. تک تک این عناصر در حین سادگی و صراحت، قابلیت فوق العاده ای در انتقال اخبار به صورت بصری دارند. نحوه ی قرار گرفتن هر کدام از این عناصر در کادر است که توانایی هنرمند را بیان می کند.
تعادل
مهم ترن عامل فیزیکی و فیزیولوژی موثر بر حواس بشر، نیاز او به حفظ تعادل است. به دلیل اینکه انسان می خواهد همیشه پاهایش بر روی زمین استوار باشد و در هر شرایطی وضعیت قائم بدن خود را حفظ کند و در ناخود آگاه بصری خود بیش از هرچیز به وجود تعادل و توازن توجه می کند.

با تمام مراحل علمی این مسئله، هیچ شیوه محاسباتی دقیق تر و سریع تر از احساس غریزه ای خاص که در حواس بشر وجود دارد، نیست.

تعادل، نقطه ی مقابل عدم تعادل یا سقوط است. میل ما به دیدن تعادل هنگام دیدن یا بیان یک پیام بصری به این صورت نمایان می شود که ما آگاه یا ناخودآگاه برای چیزی که می بینیم و یا طرح آن را می کشیم اول یک محور عمودی و یک پایه افقی در نظر می گیریم، این دو با هم مهمترین عوامل ساختمانی هستند که به وسیله آن ها میزان تعادل سنجیده می شود. این محور بصری را می توان محور محسوس نام گذارد زیرا با آن که دیده نمی شود ولی در عمل دیدن همیشه به صورت غالب وجود دارد و در واقع یک عامل ثابت ناخودآگاه است.















![نظرات [5]](http://persiangfx.com/site-theme/images/comment.gif)





پاسخ به این نظر سه شنبه، 29 تیر ماه 1389، 2:28 صبح
با درود...
من به تازگی با این سایت آشنا شدم. واقعا سایت پر بار و مفیدی دارین. مطالب و فایل هایی رو گلچین کردین که شاید اگه می خواستیم جدا جدا دنبالشون بگردیم یا پیدا نمی کردیم یا اینکه باید وقت و هزینه ی زیادی رو صرف می کردیم. واقعا خسته نباشید امیدوارم در ادامه راهتون موفق باشید.
پاینده باشید
پاسخ به این نظر سه شنبه، 29 تیر ماه 1389، 10:17 صبح
باز هم مثل هميشه ! عالي و . . . چي بگم ! ;)
پاسخ به این نظر چهارشنبه، 30 تیر ماه 1389، 2:04 صبح
سلام
این نمونه مطالب برای افرادی مثل من که رشته دانشگاهیشون هنر و زیر شاخه ها ی تجسمیش نیست خیلی مفید هستش منتظر مطالب از این دست هستم مرسی.
من میخواستم عضو سایت بشم و آواتار داشته باشم ولی نتونسم
باید قسمت ورود انتخاب میکردم دیگه نه؟ :(
چونکه جایی ندیدم واسه عضویت.
در ضمن ما از همون لحظه اول که وارد این سایت شدیم پرشین جی اف ایکسی شدیم ;)
جواب:
مرسی بابت اظهار لطفتون نسبت به سایت
در مورد عضویت هم فعلا چنین قابلیتی بروی سایت وجود ندارد ولی بزودی با راهکارهایی امکان ثبت نام یا حداقل جمع کردن کاربران در یک محیط مجازی یا گروه مجازی را ایجاد می کنیم
پاسخ به این نظر دوشنبه، 4 مرداد ماه 1389، 9:20 بعدازظهر
آقا سایتتون کهکشانی شده.
بسیار عالی
مرسی مرسی مرسی.
پاسخ به این نظر جمعه، 2 دی ماه 1390، 8:04 بعدازظهر
سلام
باز هم مثل همیشه خیلی ممنونم است کارتون خیلی عالیه است
موفق باشید من به تازگی در رشته گرافیک در می خوانم و خیلی می خواستم درباره هنر های تجسمی بدانم
باز هم می گم موفق باشید
اگه میشه منبع اش را هم ذکر کنید